رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )

20

در آستانه قرآن ( فارسى )

در زمان حيات محمد ( ص ) طبق احاديث ، فقط تعدادى در حدود 15 نفر در شهر مقدس ( مكه ) خواندن و نوشتن مىدانسته‌اند « 6 » . در اينجا لازم است متذكر شويم كه ريشهء اين بيان ، تفسير ناصحيحى از كلمهء امّى ( جمعش امّيّون ) است كه همان طورى كه بعد خواهيم ديد به آن به غلط معناى ( بىسواد ) مىدهند . در حقيقت ، در يك مركز بازرگانى مانند مكه ، تعدادى بوده‌اند كه مىتوانسته‌اند قلم بدست بگيرند . باضافه ، بر خلاف آنچه در محيط بدوى وجود داشت كه در آن كاتب و نويسنده - كه غالبا با رباخوار اشتباه مىشد - منفور و شرمنده بود . چه در مكه و چه در طائف ( شهر مجاور مكه ) كسى كه مىتوانست چيزى بنويسد و يا نوشته‌اى را بخواند از احترام زيادى برخوردار بود . به پرسش : آيا محمد ( ص ) خواندن و نوشتن مىدانست يا نه ؟ كه براى موضوع مورد بررسى ما حائز اهميت زيادى است ، پاسخهاى مختلفى داده شده است . عقيدهء مورد قبول مسلمانان امروز اين است كه پيامبر ( ص ) اين علم را در اختيار نداشت . اين عقيده مبتنى بر يك سنت قديمى است كه خيلى زود در تفسيرها رواج يافت . طبق اين عقيده ، صفت امّى مخصوصا در بيان « النبىّ الامّى » ( سورهء 89 7 156 / 157 ) معناى « ناخوانده » را مىدهد .

--> ( 6 ) لامنس : مكه ص 122 و مرجع ، اين خبر كه بوسيله لامنس رد شده قابل قبول نيست . بعلاوه در روايات مختلفى كه بوسيله ابن سعد ( 1 ) ، 14 ، سطر 12 ببعد ، جمع‌آورى شده ، مذكور است كه مكيانى كه بوسيلهء مسلمانان مدينه زندانى شده بودند مىتوانستند از زندان آزاد شوند ، به شرط اينكه هر كدام به ده نفر از مردم مدينه خواندن بياموزند . مضافا مىتوان گفت كه در مدينه بر خلاف مكه ، هنر نوشتن كم رواج داشت . مخصوصا كه يكى از احاديث اين مطلب را موكدا تأييد مىنمايد . ( مضافا ر ك . : صحيفهء همام بن منبه 3 ، طبقات ابن سعد 3 : 2 ، 148 و روض الانف سهيلى 2 : 92 . م )